تاریخ انتشار : جمعه 20 فوریه 2026 - 12:18
کد خبر : 829

تغییر مدیران یا تغییر ساختار؛ معمای همیشگی نظام اداری ایران

تغییر مدیران یا تغییر ساختار؛ معمای همیشگی نظام اداری ایران

به قلم: صالح محمدیان، فعال اجتماعی رویه‌ای غلط اما عادی‌شده در نظام اداری ایران ریشه دوانده که هرگاه مدیری جدید بر مسندی تکیه می‌زند، بی‌درنگ به عزل و نصب‌های گسترده در سطوح میانی دست می‌زند و تیمی وفادار به خود را جایگزین مدیران پیشین می‌کند. این رفتار که با تکرار مکرر به‌ظاهر به یک عرف

به قلم: صالح محمدیان، فعال اجتماعی

رویه‌ای غلط اما عادی‌شده در نظام اداری ایران ریشه دوانده که هرگاه مدیری جدید بر مسندی تکیه می‌زند، بی‌درنگ به عزل و نصب‌های گسترده در سطوح میانی دست می‌زند و تیمی وفادار به خود را جایگزین مدیران پیشین می‌کند. این رفتار که با تکرار مکرر به‌ظاهر به یک عرف پذیرفته‌شده تبدیل شده، نه تنها پاسخی به مشکلات ساختاری نیست، بلکه خود به معمایی تازه در مدیریت کشور بدل گشته است. در این فرآیند، مدیر جدید به جای واکاوی ریشه‌های ناکارآمدی و اصلاح فرآیندهای معیوب، نسخه‌ای تکراری از همان شیوه‌های پیشین را با افرادی دیگر تکرار می‌کند؛ گویی که مشکل اصلی، نه ساختارها و روش‌ها، بلکه افراد هستند و با تغییر آن‌ها همه چیز بهبود خواهد یافت. این تفکر نه تنها گرهی از کار فروبسته نمی‌گشاید، بلکه هر بار زخمی تازه بر پیکره سازمان‌ها وارد می‌کند.

آنچه این رویه را خطرناک‌تر می‌سازد، عادی‌سازی آن در فرهنگ اداری و حتی اجتماعی کشور است. تکرار مکرر این رفتار نادرست، مرزهای تشخیص درست از نادرست را چنان مخدوش ساخته که نه تنها اعتراضی به آن نمی‌بینیم، بلکه خود کارکنان و جامعه نیز گاه خواستار چنین تغییراتی می‌شوند، غافل از آنکه این جابه‌جایی‌های زنجیره‌ای، ثبات و آرامش را از سازمان‌ها سلب می‌کند. در این میان، کارکنان خرد و میانی که بدنه اصلی هر سازمان را تشکیل می‌دهند، بیش از همه آسیب می‌بینند؛ آن‌ها با هر تغییر مدیریتی، خود را در گردابی از سردرگمی و بی‌اعتمادی می‌یابند و ناگزیر واکنشی شبیه به پس‌زدگی پیوند عضو از خود نشان می‌دهند. این واکنش طبیعی اما ویرانگر، همکاری را به مقاومت پنهان، و انگیزه را به بی‌تفاوتی بدل می‌کند.

تحلیل ریشه‌های این معضل نشان می‌دهد که نبود نظام ارزیابی شفاف و شایسته‌سالار، فقدان امنیت شغلی برای مدیران میانی، و غلبه رویکردهای قبیله‌ای و سیاسی بر مدیریت حرفه‌ای، مهم‌ترین عوامل تداوم این چرخه معیوب هستند. تا زمانی که مدیران بر اساس وفاداری انتخاب شوند نه شایستگی، و تا هنگامی که تغییر افراد بر تغییر فرآیندها اولویت داشته باشد، این سندروم مدیریتی گریبانگیر نظام اداری کشور باقی خواهد ماند. راه برون‌رفت از این وضعیت، نه در شعارهای تغییر، که در بازتعریف قواعد بازی است: تدوین قوانین مشخص برای ثبات مدیریت میانی، الزام به حفظ تیم‌های کارشناسی در هنگام جابه‌جایی مدیران، و مهم‌تر از همه، تغییر نگاه از مدیریتِ افراد به مدیریتِ فرآیندها و ساختارها. تا زمانی که این باور نادرست که «با تغییر مدیر همه چیز درست می‌شود» در ذهن‌ها ریشه دارد، نظام اداری ما در مدار ناکارآمدی خواهد چرخید و هر بار با مدیرانی جدید، همان اشتباهات کهن را تکرار خواهد کرد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.