تاریخ انتشار : سه‌شنبه 24 فوریه 2026 - 7:55
کد خبر : 882

هنرِ حضور؛ تأملی بر نسبت نمایشگاه‌های هنر ایرانی ـ اسلامی و مسئولیت جمعی هنرمندان

هنرِ حضور؛ تأملی بر نسبت نمایشگاه‌های هنر ایرانی ـ اسلامی و مسئولیت جمعی هنرمندان

در روزگاری که سرعت تحولات اجتماعی و فرهنگی، لایه‌های عمیق هویت را در معرض فراموشی قرار داده است، هنر بیش از هر زمان دیگری نقش حافظه‌ی تاریخی و معنوی یک جامعه را بر عهده دارد. هنر نه صرفاً ابزاری برای زیبایی‌شناسی، بلکه مجرایی برای انتقال معنا، بازآفرینی هویت و پیوند دادن انسان امروز با ریشه‌های

در روزگاری که سرعت تحولات اجتماعی و فرهنگی، لایه‌های عمیق هویت را در معرض فراموشی قرار داده است، هنر بیش از هر زمان دیگری نقش حافظه‌ی تاریخی و معنوی یک جامعه را بر عهده دارد. هنر نه صرفاً ابزاری برای زیبایی‌شناسی، بلکه مجرایی برای انتقال معنا، بازآفرینی هویت و پیوند دادن انسان امروز با ریشه‌های فکری و اعتقادی خویش است. در این میان، هنر ایرانی ـ اسلامی جایگاهی ممتاز دارد؛ هنری که قرن‌ها توانسته است میان فرم و معنا، ماده و روح، زیبایی و حقیقت، پیوندی زنده برقرار کند.
وقتی این هنر با موضوعی چون ساحت نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب گره می‌خورد، اهمیت آن دوچندان می‌شود. زیرا سخن تنها از یک شخصیت تاریخی یا مذهبی نیست، بلکه از الگویی سخن می‌گوییم که در حافظه‌ی تمدنی مسلمانان، نماد عدالت، حکمت، شجاعت، معنویت و انسان کامل است. هنرِ معطوف به چنین شخصیتی، در حقیقت تلاشی برای بازخوانی یک منظومه‌ی معرفتی و اخلاقی در زبان تصویر است؛ زبانی که می‌تواند فراتر از مرزهای جغرافیایی و زبانی، مخاطب را درگیر کند.
از این منظر، برگزاری نمایشگاه‌هایی با محوریت هنر ایرانی ـ اسلامی و موضوع امیرالمؤمنین را نمی‌توان صرفاً یک رویداد هنری تلقی کرد. این‌گونه نمایشگاه‌ها در واقع میدان‌هایی برای گفت‌وگوی فرهنگی، بازسازی سرمایه‌ی نمادین جامعه و تقویت پیوند میان هنرمند، مخاطب و حقیقت به شمار می‌آیند. هر اثر در چنین نمایشگاهی، نه یک تابلو یا شیء مستقل، بلکه قطعه‌ای از یک روایت بزرگ‌تر است؛ روایتی که تلاش می‌کند انسان معاصر را به تأمل درباره‌ی جایگاه خویش در نسبت با ارزش‌های بنیادین دعوت کند.
با این حال، آنچه در برخی موارد مشاهده می‌شود، پدیده‌ای تأمل‌برانگیز است: نمایشگاهی که با دغدغه‌ی هویتی و معنوی شکل می‌گیرد، اما با استقبال محدود، حتی از سوی بخشی از جامعه‌ی هنری همسو و دغدغه‌مند مواجه می‌شود. این وضعیت، بیش از آنکه مسئله‌ای شخصی یا موردی باشد، نشانه‌ای از یک پرسش عمیق‌تر در سپهر فرهنگی است؛ پرسش درباره‌ی نسبت هنرمندان با «حضور».
حضور در یک رویداد هنری، کنشی فراتر از دیدن چند اثر یا شرکت در یک افتتاحیه است. حضور، نوعی اعلام همراهی با یک مسیر، تأیید یک گفتمان و مشارکت در شکل‌گیری فضای فرهنگی محسوب می‌شود. همان‌گونه که عدم حضور نیز می‌تواند حامل پیام باشد؛ پیامی که گاه ناخواسته به کم‌رنگ شدن یک جریان یا تضعیف یک تلاش فرهنگی می‌انجامد.
در دوره‌هایی که به دلایل مختلف، از جمله تحولات اجتماعی یا تصمیم‌های جمعی، بخشی از جامعه‌ی هنری سکوت یا فاصله‌گیری را برمی‌گزیند، اهمیت این مسئله بیشتر آشکار می‌شود. تحریم یا کناره‌گیری، در برخی موقعیت‌ها می‌تواند به‌عنوان یک موضع قابل تحلیل باشد، اما در عین حال این خطر را نیز به همراه دارد که میدان‌های فرهنگیِ حامل معنا و هویت، در خلأ حضور و گفت‌وگو قرار گیرند. هنر، به‌ویژه هنر هویتی و دینی، بیش از آنکه به سکوت نیاز داشته باشد، محتاج میدان و مواجهه است.
نکته‌ی قابل توجه آن است که هنر ایرانی ـ اسلامی، برخلاف بسیاری از جریان‌های هنری معاصر، ذاتاً بر مفهوم اجتماع و تجربه‌ی جمعی استوار است. معماری، کاشی‌کاری، نگارگری، خوشنویسی و حتی آیین‌های هنری وابسته به آن، همگی در بستر مشارکت و حضور جمعی معنا یافته‌اند. مسجد، میدان، کاروانسرا، و فضاهای عمومی تاریخی، همگی نشان می‌دهند که هنر این سرزمین، همواره در متن زندگی اجتماعی شکل گرفته و زیسته شده است. از این رو، فاصله گرفتن از صحنه‌های هنری هویتی، تا حدی گسست از سنت زیست هنری این تمدن نیز محسوب می‌شود.
در سوی دیگر، باید به تجربه‌ی هنرمندی که چنین نمایشگاهی را برپا می‌کند نیز توجه داشت. خلق اثر هنری، به‌ویژه در حوزه‌ی هنر معناگرا، فرآیندی صرفاً فنی یا حرفه‌ای نیست؛ بلکه نوعی سلوک و درگیری وجودی است. هنرمند، بخشی از زیست درونی و اندیشه‌ی خویش را در اثر متجلی می‌کند و نمایشگاه، لحظه‌ی عرضه‌ی این زیست به جامعه است. در چنین شرایطی، استقبال مخاطب و همراهی جامعه‌ی هنری، تنها یک موفقیت اجرایی نیست، بلکه نوعی تأیید مسیر و تقویت انگیزه‌ی تداوم محسوب می‌شود.
از این منظر، کم‌رنگی حضور، اگرچه ممکن است دلایل متعددی داشته باشد، اما در سطح نمادین می‌تواند به احساس تنهایی یک جریان یا یک تلاش فرهنگی بینجامد. این احساس، نه از جنس گلایه‌ی شخصی، بلکه از جنس دغدغه‌ای تمدنی است: اینکه آیا میدان‌های هنری حامل معنا، به اندازه‌ی لازم از سرمایه‌ی اجتماعی برخوردارند؟

در عین حال، این وضعیت می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی نیز باشد. شاید لازم است درباره‌ی شیوه‌های ارتباط میان هنرمندان، سازوکارهای اطلاع‌رسانی، زبان ارائه‌ی آثار و حتی الگوهای هم‌افزایی میان جریان‌های هنری، گفت‌وگوهای تازه‌ای شکل گیرد. هنر هویتی، اگرچه ریشه در سنت دارد، اما برای اثرگذاری در جهان معاصر نیازمند بازتعریف مداوم شیوه‌های ارائه و تعامل است.
از سوی دیگر، باید به نقش مخاطب عام نیز توجه کرد. نمایشگاه‌های هنر ایرانی ـ اسلامی می‌توانند پلی میان نخبگان هنری و جامعه باشند، به شرط آنکه مخاطب احساس کند ورود به این فضاها برای او ممکن و معنا‌دار است. تجربه نشان داده است که بسیاری از مخاطبان، در مواجهه با آثار معناگرا، واکنش‌های عاطفی عمیقی نشان می‌دهند؛ از حس نوستالژی و آرامش گرفته تا تأثر و تأمل وجودی. این ظرفیت نشان می‌دهد که مسئله‌ی اصلی، نبود مخاطب نیست، بلکه گاه نبود میدان‌های گفت‌وگوی مؤثر میان اثر و مخاطب است.
در نهایت، آنچه از دل این تأمل برمی‌آید، اهمیت بازگشت به مفهوم «هنرِ حضور» است. هنری که نه‌تنها در اثر، بلکه در رفتار فرهنگی جامعه‌ی هنری نیز متجلی می‌شود. حضوری که می‌تواند به شکل دیدن یک نمایشگاه، گفت‌وگو با هنرمند، نوشتن یک نقد، یا حتی بازنشر یک تجربه هنری باشد. این حضورها، در کنار یکدیگر، شبکه‌ای از معنا و حمایت را شکل می‌دهند که بقای جریان‌های هنری هویتی به آن وابسته است.
شاید امروز، بیش از آنکه هنر به تعداد آثار تازه نیاز داشته باشد، به تقویت میدان‌های مشترک و تجربه‌های جمعی نیازمند است. نمایشگاهی که با دغدغه‌ی معنا شکل می‌گیرد، اگر با حضور نگاه‌ها همراه شود، می‌تواند به رویدادی زنده در حافظه‌ی فرهنگی بدل گردد؛ و اگر در خلوت بماند، خطر آن وجود دارد که بخشی از ظرفیت گفت‌وگوی تمدنی از دست برود.
از این رو، پرسش پایانی نه درباره‌ی یک نمایشگاه خاص، بلکه درباره‌ی مسئولیت مشترک است: مسئولیت حفظ میدان‌های هنر معناگرا. میدانی که روشن ماندن آن، وابسته به هنرمند، مخاطب، منتقد و نهاد فرهنگی به‌طور هم‌زمان است. در چنین میدانی، هر قدم، هر نگاه و هر حضور، سهمی در زنده نگه داشتن چراغ هنر خواهد داشت؛ چراغی که اگرچه گاه در سکوت می‌سوزد، اما با اندکی همراهی می‌تواند افقی گسترده‌تر را روشن کند.

آرش نیک نژاد
هنرمند هنرهای تجسمی

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.